شمارهٔ ۹۷

غزلیات

به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست
صفای وقت جز از باده مصفا نیست

عجب به عشق تو مستغرقم نمی دانم
که غیر تو به جهان هست دیگری یا نیست

جهان چو فرع و تو اصلی و گر به چشم یقین
نظر کنم همه اصل است و فرع اصلا نیست

چو موج هرکه به دریا فرو رود داند
که موج اگر چه نه دریاست غیر دریا نیست

به کنج صومعه خوان ورد صبح و شام ای شیخ
حریم مجلس ما جای شور و غوغا نیست

هزار قافله پی در پی است در ره عشق
عجبتر آنکه پی یک رونده پیدا نیست

به زخم سنگ ملامت گرفت خو جامی
حریف صحبت نازکدلان رعنا نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}