شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

یار بر دیده راه کرد و گذشت
دیده را جلوه گاه کرد و گذشت

بودم افتاده خوار بر راهش
به حقارت نگاه کرد و گذشت

برقع زلف پیش روی کشید
روزگارم سیاه کرد و گذشت

آهم ازوی هوای کیوان داشت
رخنه در مهر و ماه کرد و گذشت

خواستم داد خویش ازو گریان
خنده بر دادخواه کرد و گذشت

دید صوفی صفای میخانه
پشت بر خانقاه کرد و گذشت

رفت جامی به قصد دیدارش
بام و در دید و آه کرد و گذشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}