شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

جلوه حسن تو کجاست که نیست
جذبه عشق تو که راست که نیست

خبر وصل تو رسد همه جای
این خبر در دیار ماست که نیست

کج نهادی کله به فتنه گری
در سر تو چه فتنه هاست که نیست

هر شبی در فراقت اشک مرا
با خیالت چه ماجراست که نیست

زان دو ساعد سراغ دل کردم
از چپ و راست نعره خاست که نیست

سرو بیگانه پروری و تو را
میل یاران و آشناست که نیست

گفته ای چیست در دلت جامی
جز غم تو خدا گواست که نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}