شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

یار دروغ وعده بیباک من کجاست
شادی رسان خاطر غمناک من کجاست

هستم ز عقل و دعوی ادراک او بجان
آشوب عقل و آفت ادراک من کجاست

چاکم فتاد در جگر از زخم تیغ هجر
تا آن رفوگر جگر چاک من کجاست

مردم ز عشق و خاک وجودم به باد رفت
کس پی نمی برد که کنون خاک من کجاست

آتش همین به خرمن پاکان زند غمش
آن شعله درخور خس و خاشاک من کجاست

زآسیب زهر هجر مرا جان به لب رسید
آن از دولب خزانه تریاک من کجاست

جامی شکار تیر اجل گشت و آن سوار
هرگز نگفت آهوی فتراک من کجاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}