شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

حسن تو راه امید و بیم زد
نبوت شاهی به هفت اقلیم زد

اول از رویت منجم یاد کرد
هر رقم کز ماه بر تقویم زد

رنگ سرخی اشک ما بر زر نهاد
سکه پاکی تنت بر سیم زد

فهم سر آن دهان نتوان که لب
قفل حیرت بر در تفهیم زد

نقطه سهو است خال آن دهان
کش دبیر بی خرد بر میم زد

بود یک دینار نقد صبر ما
هجر تو بر پنج دانگ و نیم زد

شعر جامی وصف خط سبز توست
خضر تا با او دم تعلیم زد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}