شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

کجا شد آنکه شب آن مه به خانه من بود
نهاده گوش رضا بر فسانه من بود

ز بس که بر رخ او می زدم ترانه شوق
سماع مجلسیان بر ترانه من بود

کبوتر حرم بزم عشرتش بودم
درآن حرم می و نقل آب و دانه من بود

همی زد آتش او از دلم زبانه و شمع
زبان کشیده به شرح زبانه من بود

نشانه ساخت دلم را به پیش غمزه خویش
چه تیرها که ازو بر نشانه من بود

اشارتی که به اسرار ناز بود و نیاز
همین میانه او و میانه من بود

رواج گفته جامی که می گذشت آنجا
ز گرمی نفس عاشقانه من بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}