شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود

دوران گل چو دیر نپاید درین چمن
زان پیشتر که بگذرد آن زود باش زود

دل آینه ست و تفرقه روزگار زنگ
این زنگ جز به صیقل می کی توان زدود

مطرب بساز عود که ندهد خلاصیم
از پایمال غصه بجز گوشمال عود

راهی بزن که جز سر انگشت مطربان
نتوان گره ز رشته امیدها گشود

گردون نیافت بر قد یک تن لباس عیش
کان را نه از بریشم چنگ است تار و پود

جامی بساز مرهم دلها به شعر خویش
گو ریش شو ز نیش حسد سینه حسود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}