شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

بوی آن آشنا که می آرد
جز نسیم صبا که می آرد

گرچه ما را خبر نکرد و برفت
خبر او به ما که می آرد

شرط یاری پیام یار آریست
شرط یاری بجا که می آرد

به جگر خستگان خار جفا
گل باغ وفا که می آرد

نامه او مثال عافیت است
سوی این مبتلا که می آرد

هجر درد و نسیم وصل دواست
درد ما را دوا که می آرد

صد دعا می فرستدش جامی
یک جواب دعا که می آرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}