شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

آمد ازملک عشق لشکر درد
مرد باید کنون که گیرد مرد

تندبادی ز کوی عشق وزید
که برآمد ز خاکساران گرد

فارغند از جفای یار اغیار
یارما هرچه کرد با ما کرد

هرکس از خم عشق رنگی یافت
عاشق واشک سرخ و چهره زرد

نفس عاشقان جهانسوز است
کار افسردگان بود دم سرد

کاست جانم پی فزایش دوست
چشم بگداخت هرکه جان پرورد

جامی از غیر دوست فرد نشین
دوست فرد است و دوست دارد فرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}