شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

نام لبت چون به زبان می‌آید
آب حیاتم به دهان می‌آید

هر نفسی پیش لب جان‌بخشت
خضر به دریوزهٔ جان می‌آید

رخش جفا بر سر ما می‌رانی
فتنه رها‌کرده‌عنان می‌آید

چهره چو گل گرد چمن می‌گردی
بلبل مسکین به فغان می‌آید

بی گل تو جلوهٔ سوسن بر من
سخت‌تر از زخم سنان می‌آید

کوه بلا شد غم عشقت لیکن
بر دل عاشق نه گران می‌آید

در صفت لعل لبت جامی را
بین چه رنگین سخنان می‌آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}