شمارهٔ ۲۱۷

غزلیات

وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن می‌کند
دیده را زآب روان و سبزه روشن می‌کند

خانه دل را که از دود زمستان تیره بود
در حریم بوستان از دیده روزن می‌کند

همچو نرگس می‌نهد بر کف به عشرت جام می
پای سرو و سایه گلبن نشیمن می‌کند

می‌نشاند گل‌رخی یا لاله‌رویی پیش خویش
گردش از گل توده و از لاله خرمن می‌کند

با سپاه محنت و غم بر سر جنگ است باغ
زاه زره از سبزه و خنجر ز سوسن می‌کند

می‌نهد از عنبر تر لاله بر آتش بخور
وز بخورش گل عبیر جیب و دامن می‌کند

گر صراحی ریخت خون توبه جامی چه باک
هر زمان خون دگر زین سان به گردن می‌کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}