شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

معنی الوجود فی صورالکون قد ظهر
ما ضر سر وحدته کثرة الصور

نور وجود مهر و حقایق مهند ازین
بشناس معنی « جمع الشمس و القمر»

ساریست در همه چو به ذات و صفات خویش
دانی که اوست گر به حقیقت کنی نظر

گویا به هر زبان و توانا به هر توان
دانا به هر بصیرت و بینا به هر بصر

کی زو خبر به یک سرمو یابد آن که هست
در راه عشق یک سرمو از خودش خبر

بحر صفاست عشق و کدر ما سوای او
شو آشنای بحر صفا وز کدر گذر

جامی صریر خامه ات «انی انا الله » است
گویا که تو کلیم شدی خامه ات شجر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}