غزل 246 | اگر پرده برخیزد از روی کار
اگر پرده برخیزد از روی کار
نبینی درین پرده جز روی یار
بدانی چو ظاهر شود پردگی
که هم پرده او بود و هم پرده دار
به هر نقش بندی چو پرده ازان
به بیرون در مانده ای پرده وار
درون را ازین نقشها پاک کن
که شاید بیابی درین پرده بار
به پرده درون نیست الا یکی
ز پرده برون است چندین شمار
گر از پرده وحدت آید برون
هزاران جهان بل هزاران هزار
مپندار جامی که داند نشست
به دامان وحدت ز کثرت غبار
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}