شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

خاکیست زر که رنگ دهد پرتو خورش
از زر کسی که تاج کند خاک بر سرش

گنجیست گنج فقر که در چشم اهل حرص
هست اژدهای حلقه زده حلقه درش

هرکس ز دسترنج کسان می خورد گداست
گر خود بفرض نام نهی شاه کشورش

خوشوقت آن حریف که در بزمگاه فقر
باشد به کف ز آبله کسب ساغرش

رهرو کسی بود که درین ره به زیر پای
خوشتر بود ز سبزه تر نوک نشترش

نی نازپروری که ز بس نازکی و لطف
نشتر صفت خلد به قدم سبزه ترش

عمری کشید ذل گدایی به کوی فقر
جامی که ساخت عز قناعت توانگرش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}