شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

مجلسی خواهم تهی از صلح و خالی از نزاع
اهل وحدت کرده در وی نقش کثرت را وداع

ساقیان از یک طرف پر ساخته جام شراب
مطربان از یک طرف برداشته دور سماع

تنگدستان را میسر دولتی بی انتظار
می پرستان را مهیا عشرتی بی انقطاع

می بود خورشید و ساغر ماه در دور فلک
کس ندیده ست اینچنین خورشید و مه را اجتماع

چون نهم خورشید نام می که در وقت طلوع
صد چو خورشیدش نماید مضمحل تحت الشعاع

خوش سطرلابیست پیمانه که بی وی کم گرفت
از حضیض خم کسی خورشید می را ارتفاع

جامی از فقر و فنا بر دوش دارد خرقه ای
کش طراز آستین لایوهب است و لایباع

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}