شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات

به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ
دلی دارم ز دستش داغ بر داغ

به تن تا دیده ام کو داغها سوخت
بود صد داغ بر جانم ز هر داغ

به داغ خویش سوزد دیگران را
نباشد عاشقان را زین بتر داغ

ز داغ شوق و سوز فرقت اوست
اگر زخم است بر جانم و گر داغ

مرا از داغ او روی بهی نیست
ز بس دارم به روی یکدیگر داغ

ز داغش بر دلم دیرینه ریشیست
که نبود سودمند آن را مگر داغ

چو جامی داغی از وی بر جگر خواست
به بیداغی نهادش بر جگر داغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}