شمارهٔ ۳۱۴

غزلیات

به چشم تو زینسان که صیدی حقیرم
کی از غمزه سازی مشرف به تیرم

چو بر من کشی تیر ترسم که تیرت
به من نارسیده ز شادی بمیرم

برآورده دست نیازم که شاید
بدین دست دامان وصل تو گیرم

به مهر تو جنبم به گرد تو گردم
درین شیوه این کهنه چرخ است پیرم

پی مرغ وصل تو باشد صفیری
چو شبهای هجران برآید نفیرم

به چشم ترحم به من بین نه آخر
به شهرت غریبم مدامت اسیرم

چه حاجت به مطرب چو خوش ساخت جامی
نی کلک تو از نوای صریرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}