شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

به خاک درت ریخت اشک امشبم
برآمد به اوج شرف کوکبم

به پابوس تو تا گشادم دهان
فراهم نیاید ز شادی لبم

مجو بیش نبض مرا ای طبیب
که جسته ست از شعله های تبم

ز چه می رسد تشنه را آب و من
چنین تشنه لب زان چه غبغبم

ز غم می دهم جان ولی می دمد
خیال لبت روح در قالبم

من و درس عشقت که تلقین نکرد
معلم جز این حرف در مکتبم

کشم یارب از دست بیداد هجر
بود داد جامی دهد یاربم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}