شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

نشان پای سگانت که بر زمین بینم
برآسمان شرف هست عقد پروینم

برآن سرم به رهت کرده پای از سر خویش
که تا به جاست سر من ز پای ننشینم

جمال عارض و خط تو یاد می‌آید
به گرد صفحه باغ از خط ریاحینم

چو آمدی به سرم عمر رفته باز آمد
برفت جان چو خرامان شدی ز بالینم

کند خراش غمت ساز چون بریشم چنگ
هزار ناله ز هر تار دلق پشمینم

چگونه لاف زنم با کسان ز دین درست
هزار رخنه ز عشق تو بیش در دینم

چنین که چرخ دغا مهره دزد شد جامی
ازین بساط همان به که مهره برچینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}