شمارهٔ ۳۲۴

غزلیات

ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم
به پیشت از خوی خجلت جبین همی شویم

چنان ز مهر تو پر شد دلم که می تابد
هلال نور زهر استخوان پهلویم

ز میل ابروی تو دست داشتم چه کنم
نمی رسد به کمان تو زور بازویم

شبی که بی تو به زانو نهاده روگریم
به یک دو دم گذرد سیل خون ز زانویم

برآستان تو می ایستم به قصد نماز
سجود خاک درت را بهانه می جویم

به سان نقطه منم درمیانه بی سر و پای
گرفته دایره عشق تو ز هر سویم

ز جام عشق غزالی چو جامیم شده مست
نه بر عبث غزل عاشقانه می گویم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}