شمارهٔ ۳۳۱

غزلیات

شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنم
طوقدار حلقه دم باد از ایشان گردنم

مهر و مه تابد ز روزن ور تو مهمانم شوی
بر فلک تابد فروغ مهر و ماه از روزنم

در تن از پیوند دل هر جا فتاده آتشیست
جای آن دارد اگر دل را ازین تن برکنم

همچو سایه با من از هستی من چیزی نماند
قد نما چون سرو تا خود را به پایت افکنم

بس که زخم تیرباران غمت بر من رسید
چشمه سار محنت و درد است ازین باران تنم

سایه اندازم ز کویت خیمه سان بر باغ و راغ
گر نگردد کوه اندوه تو میخ دامنم

جامی از سوز درون گشتم بسی روشن ضمیر
صیقل آیینه شد خاکستر این گلخنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}