شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

یار ما یار دگر کرد چه تدبیر کنیم
قصه مشکل خود پیش که تقریر کنیم

دوست دشمن بود آن سنگدل و دشمن دوست
حد ما نیست که این قاعده تغییر کنیم

کاغذ و کلک چو پیچد سر از قصه ما
بر رخ زرد به خون مژه تحریر کنیم

پیر ما گفت بتان مظهر حسن ازلند
ما نظر در رخ شان از نفس پیر کنیم

سر وحدت طلبد خواجه و ما حیرانیم
که ازین نکته نازک به چه تعبیرکنیم

بحر گوییم پدید آمده در صورت موج
زین زیادت نتوانیم که تصویر کنیم

جامی ابنای جهان در گله اند از ما خیز
تا ازین مرحله پر گله شبگیر کنیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}