شمارهٔ ۳۶۱

غزلیات

هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم
جان سپارم به سگانت تن تنها بروم

می شوم باز پشیمان که نه مقدور من است
که به جایی که تو باشی من ازانجا بروم

گرگشایند در روضه رضوان حاشا
که ازین در به تمنای تماشا بروم

طوطیم بی سخنت زین قفس تنگ بجان
بگشا لب که به شکر تو شکرخا بروم

با تو بیماری خود را چه دهم شرح که هست
هر دو پیش تو یکی گر بزیم یا بروم

عشق من با تو قدیمیست نیم چون دگران
کایم امروز به کوی تو و فردا بروم

چند گویی که برو جامی ازین دربگشا
عقده زلف ز پای دل من تا بروم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}