شمارهٔ ۳۸۳

غزلیات

ای رخ تو جنت اهل یقین
لعل تو سرچشمه ماء معین

پرده زلفت ز رخ افتاد دور
«ازلفت الجنة للمتقین »

متقی آنست که دامان دل
شست ز آلودگی کبر و کین

صیقلی عشق ز جانش زدود
زنگ تصاریف شهور و سنین

رخت به منزلگه اطلاق برد
رست ز قید خرد و عقل و دین

جسم تو جامی ز عجم مستمد
آمد و جانت ز عرب مستعین

جسم بهل جان شو و اسرار عشق
قل بلسان عربی مبین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}