شمارهٔ ۴۰۵

غزلیات

ای ز لعل لب تو خون دل من
هیچ دل خون مباد چون دل من

آتشم در درون فکندی و هست
اخگری زآتش درون دل من

سوخت از سوز دل تنم ای کاش
رود از تن چو جان برون دل من

خط سبزت فسون سحر دمید
رفت در خط ازان فسون دل من

همچو صیدی اسیر قید شده ست
در سر زلف تو زبون دل من

جنبش طره تو دیده ز باد
گشته بی صبر و بی سکون دل من

جامی آمد جنون عشق فنون
هست در عشق ذوفنون دل من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}