شمارهٔ ۴۵۳

غزلیات

بر اوج حسن چون خورشید فردی
ولی هرگز به گرد ما نگردی

ازانم چون شفق در خون که بی تو
نهاده ست آفتابم رو به زردی

شود طی بر دعاهای تو یکسر
اگر طومار عمرم در نوردی

ز خوان عشق تو جز غم نخوردم
غم غمخوارگان هرگز نخوردی

ز سر تا پا همه دردم ز هجران
بیا جانا که تو درمان دردی

به مردی بار غمهایت کشیدم
نکردی هرگزم تحسین که مردی

پشیمان گشتن از آزار جامی
چه سود اکنون که کردی آنچه کردی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}