شمارهٔ ۴۶۲

غزلیات

گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی
که زود می روی ای جان و دیر می آیی

زمان وصل بسی کوته است و هجر دراز
دگر نماند درین محنتم شکیبایی

برون فتاد دلم بی رخت ز پرده صبر
روا مدار که کارم کشد به رسوایی

مرا چه طاقت روی تو دیدن از نزدیک
بس اینکه گوشه برقع ز دور بنمایی

به آستان توام همچو در ستاده به پای
به گوش حلقه خدمت به هر چه فرمایی

مکن به نکته شیرین چو طوطیم تحسین
که من ز لعل لبت دارم این شکر خایی

به کوی زاهدی آسودگی مجو جامی
قدم برون نه ازین کوی تا بیاسایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}