شمارهٔ ۴۷۷

غزلیات

ای کاش من برآن سر کو خاک بودمی
تا پایمال آن بت چالاک بودمی

تا باد بردیم به سر کوی دوست کاش
مردم نبودمی خس و خاشاک بودمی

پاک است یار و دامن پاکش گرفتمی
ز آلایش وجود خود ار پاک بودمی

روز شکارگر شدیم بخت سازگار
من نیز سر درآن خم فتراک بودمی

گر اشک دامنم نگرفتی ز ضعف تن
همراه آه رفته بر افلاک بودمی

بایستیم به دست ازان زلف رشته ای
تا من رفوگر جگر چاک بودمی

گر جرعه ای ز ساغر جامی نخوردمی
کی رند و دردخواره و بیباک بودمی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}