شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

سوی بیمار خود ای جان جهان دیر آیی
خواهی از غم بکشی زودش ازان دیر آیی

عمر بس زود رود جان چو رود دیرآید
چند چون عمر روی زود و چو جان دیر آیی

هست در زاویه سینه خیال تو مقیم
گرچه در دیده خونابه فشان دیر آیی

مرکز دایره حسنی و خوبان جهان
چشم بر راه تو لیکن به میان دیرآیی

آمدی زود ولی کام دلم دیر دهی
زودرس میوه ای اما به دهان دیرآیی

زود رفتی که نهان آیم ازان می ترسم
کآشکارا بروی زود و نهان دیرآیی

جامی از چنگ رسد زمزمه عشق چرا
گر نیی سنگ به فریاد و فغان دیرآیی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}