جامی
شمارهٔ ۹
قطعات
یاد دارم از کهن پیری که در حمام گفت
کین سخن پرسید روزی کهتری از مهتری
چیست سر آنکه در حمام هرکس پا نهد
بر دل غمگین او بگشاید از شادی دری
گفت سرش آنکه با او نیست زاسباب جهان
غیر طاس و فوطه ای آن نیز ازان دیگری
جامی
قطعات
یاد دارم از کهن پیری که در حمام گفت
کین سخن پرسید روزی کهتری از مهتری
چیست سر آنکه در حمام هرکس پا نهد
بر دل غمگین او بگشاید از شادی دری
گفت سرش آنکه با او نیست زاسباب جهان
غیر طاس و فوطه ای آن نیز ازان دیگری
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}