جامی
شمارهٔ ۵۲
قطعات
به صحرا دید ماری آن مخنث
که از مردی نبودش هیچ رنگی
ز بیم مار می لرزید و می گفت
که اینک مار کو مردی و سنگی
جامی
قطعات
به صحرا دید ماری آن مخنث
که از مردی نبودش هیچ رنگی
ز بیم مار می لرزید و می گفت
که اینک مار کو مردی و سنگی
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}