شمارهٔ ۲۳

غزلیات

هر شبی از تو درین گوشه کاشانه جدا
ز آتشم شمع جدا سوزد و پروانه جدا

مرده و زنده ملولم ز ملاقات رقیب
هست دیرین مثلی گور جدا خانه جدا

چون ز بیگانگیت گریه کنم بر غم خویش
از غمم خویش جدا گرید و بیگانه جدا

دل که محروم نشسته ست ازان عارض و خال
مانده مرغیست هم از آب هم از دانه جدا

چونکه مشاطه صفت چهره و زلف آرایی
کشد از غیرتم آیینه جدا شانه جدا

ای خوش آن مفلس از پای فتاده ز خمار
کش سبو دست جدا گیرد و پیمانه جدا

نظم جامی دگر و گفته واعظ دگر است
سر توحید جدا باشد و افسانه جدا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}