شمارهٔ ۴۵

غزلیات

بود بهار من آن روز اگرچه فصل دی است
که گل در او رخ ساقی و لاله جام می است

جهانیان همه در جست و جوی می بینم
ندانم این تک و پوی از کی است و تا به کی است

اگرچه پشت به پشتند رهروان کس نیست
که طاق ابروی جانان نه قبله گاه وی است

رسید قاصد جان تیر او پیاپی باد
نزول او که عجب قاصدی خجسته پی است

در آفتاب به روزم ستاره بنماید
ز تاب باده بناگوش او که کرده خوی است

به ذکر حاتم و جودش چه سود بسط سخن
چو از بسیط زمین آن بساط گشته طی است

صریر خامه جامی به گوش ذوق شنو
که بزمگاه سخن را به از نوای نی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}