شمارهٔ ۷۶

غزلیات

مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت
تا که رسوا نشود روز شباشب بگریخت

مانع مرغ دل از طوف درش قالب بود
بال همت زد و از صحبت قالب بگریخت

دامن از ما به ملاقات رقیبان درچید
بی ادب بود ز یاران مؤدب بگریخت

زان طبیبم شده بیمار که بیماران را
درد سر رفت ز دیدار وی و تب بگریخت

نام در مصر محبت به عزیزیش نرفت
هر که را یوسف دل زان چه غبغب بگریخت

تاب خورشید جهانتاب کی آرد دیوی
که شب تیره ز رخشیدن کوکب بگریخت

شب که یا رب زدم از هجر تو تا کنگر عرش
مرغ بام فلک از ناوک یارب بگریخت

بود بر روی مسبب ز مسبب پرده
جامی از شوق مسبب ز مسبب بگریخت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}