شمارهٔ ۸۰

غزلیات

بر آفتاب سلسلهٔ پرشکن مپیچ
مشکین طناب بر ورق یاسمن مپیچ

زخمم زدی هزار ز یک نکته، ای رقیب
مانند مار این همه بر خویشتن مپیچ

بر تن شهید عشق تو را خونْ لباس بس
چون مردهٔ فسرده‌اش اندر کفن مپیچ

خواهم که سر نهی به کنارم به وقت خواب
امشب، خدای را، که سر از حکم من مپیچ

باشد دلا فسانهٔ آن زلف بس دراز
طوماروار در صفتش بر سخن مپیچ

بویش به هر مشام دریغ آید ای نسیم
مگْذر بر آن قبا و در آن پیرهن مپیچ

جامی! تو را کمال بس است این طریقِ خاص
در طورِ شعرِ خسرو و نظم حَسَن مپیچ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}