شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند
یکدم از پیچ و خم دهر کناری گیرند

تا ازین لجه رسد زورق امید به لب
لب جوی و لب جام و لب یاری گیرند

تا درین بی سر و بن صیدگه آزاد زیند
جا سر کوهی و منزل بن غاری گیرند

هیبت بادیه فقر و فنا بین که در او
هر صف مورچه را خیل سواری گیرند

بی قرارند چون آتش ز غمت سوختگان
تا نمیرند چه امکان که قراری گیرند

تیزبینان نظر از کحل بصر دوخته اند
در رهت کحل بصیرت ز غباری گیرند

جامی و روی به خاک در تو چون ز حرم
هر یک از کعبه روان راه دیاری گیرند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}