شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

برهنگان چمن باز سبزپوش شدند
ز تیغ خور سپر رند باده نوش شدند

نوای عیش زد از شاخ سرو مرغ سحر
معاشران همه در نعره و خروش شدند

فقیه مدرسه با طالبان حلقه درس
کشیده صف به در پیر میفروش شدند

کجاست طاقت می صوفیان صومعه را
که ناچشیده به بویی ز عقل و هوش شدند

خوش آن کسان که چنان مست و بیخودند امروز
که فارغ از غم فردا و یاد دوش شدند

حدیث عشق به تقلید لذتی ندهد
خوش آن گروه کزین گفت و گو خموش شدند

رسید گفته جامی به بلبلان چمن
زبان نطق ببستند و جمله گوش شدند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}