شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شد
از دو سلطان احمد این ویرانه کاخ آباد شد

دارد این خرم ز آب تیغ باغ داد را
آنچنان کز آب جام آن رونق بغداد شد

چون کشید این خوان جود و مکرمت گرد جهان
همت سایل ز رق حرص و آز آزاد شد

زیر رمحش یافت دشمن راحت خواب اجل
سایه آن بر وی آری سایه شمشاد شد

در تب مهرش عدو گویی گریبان باز کرد
بر تنش باد صبا باد ثمود و عاد شد

نیست شد فریاد مظلوم از شمول عدل او
از شمول عدل او فریاد در فریاد شد

تشنه جانی کو نه آب از مشرب صدقش کشید
در گلو آب زلالش خنجر پولاد شد

لب گشا جامی به تکرار دعایش کین دعا
صاحبان ورد را دیباچه اوراد شد

شاد بادش در دو عالم دل به نیل هر مراد
چون ز لطف شاملش دل‌های غمگین شاد شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}