شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

از سرو قدت کج نظران را چه گشاید
وز خاک درت بصران را چه گشاید

جز خون گره بسته به نوک مژه شبها
از لعل تو خونین جگران را چه گشاید

جز با دگران دیدنت از دور به حسرت
از وصل تو بی سیم و زران را چه گشاید

زر گشت مرا چهره و گر زر نگشایم
زین وجه چو تو سیمبران را چه گشاید

سیم است برت ور کمر زر نگشایی
از سیم تو زرین کمران را چه گشاید

آرد خبر از یوسف ما پیرهن گل
از نکهت گل بی خبران را چه گشاید

بر جامی بیدل زبتان جز در محنت
نگشاد ندانم دگران را چه گشاید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}