شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

چون قدح کز شراب پر گردد
چشمم از خون ناب پر گردد

ماه نو ساغر، آفتاب می است
ماه نو ز آفتاب پر گردد

بس که سوزد دلم جهان چه عجب
گر ز دود کباب پر گردد

تشنه عشق را چه سود کند
بحر و بر گر ز آب پر گردد

نکند کار نیم قطره آب
گر جهان از سراب پر گردد

عالم از تاب خور ز برقع تو
به یکی رشته تاب پر گردد

حال خود گر رقم زند جامی
پشت و روی کتاب پر گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}