شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

زان بت آزری خبر که دهد
زان مه خاوری خبر که دهد

دل ما مشتریست آن مه را
به مه از مشتری خبر که دهد

می دود اشک ما به هر سر راه
تا ازان لشکری خبر که دهد

بی خبر زو شدیم دیوانه
زان فسونگر پری خبر که دهد

کفش او تاج ماست شاهان را
زین بلند افسری خبر که دهد

تخت جم شد به باد منتظر است
تا ز انگشتری خبر که دهد

یار شد جور پیشه جامی را
زین نوازشگری خبر که دهد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}