شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

با تو یکجا نمی توانم بود
وز تو یکتا نمی توانم بود

با تو دارم چو تن به جان پیوند
تن تنها نمی توانم بود

بر سر کوی تو ز بیم رقیب
آشکارا نمی توانم بود

بی تو بالین نشایدم ز حریر
سر به خارا نمی توانم بود

بر دلم بی تو شهر تنگ آمد
جز به صحرا نمی توانم بود

بدرم خرقه شکیبایی
چون شکیبا نمی توانم بود

بستم از ناله لب تو را زین بیش
انده افزا نمی توانم بود

من و قطع ره عدم چه کنم
بی تو قطعا نمی توانم بود

جز به آزار تیغت آسوده
جامی آسا نمی توانم بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}