شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

ندارم دریغ از غمت هیچ چیز
که مهمان ناخوانده باشد عزیز

اگر بستیت کلک شاپور نقش
شدی خسروت بنده، شیرین کنیز

پی قیمت چون تو سیمینبری
بود گنج زر کمتر از یک پشیز

بود مزرع همت عاشقان
برون از حساب جریب و قفیز

دلا خواهی از عاشقی بر خوری
بشوی از همه دست وز خویش نیز

به سیل فنا ده همه رخت و پخت
به موج بلاکش همه چیز و میز

ببر جامی از چرپ و شیرین دهر
چو طفلان مکن میل جوز و مویز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}