شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

من به خون غرق و لب لعل تو در خنده هنوز
زخم کاری و من از تیغ تو شرمنده هنوز

چه عجب گر بگدازم همه شب بی تو چوشمع
عجب اینست که روز آید و من زنده هنوز

بس گرفتار که در راه وفایت شده خاک
سرو تو سایه بر آن خاک نیفکنده هنوز

نکند گرچه دگر با تو صنوبر دعوی
خورد از دست صبا مشت پراکنده هنوز

سالک از ژنده صدپاره به جایی نرسد
رشته مهر تو نادوخته در ژنده هنوز

شاه را خاتم دولت ندهد نقش مراد
در نگین حرف تمنای تو ناکنده هنوز

جامی آزاد شد از بندگی خلق ولی
همچنان هست سگ کوی تو را بنده هنوز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}