شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

هرکس آرد دامن صلحت به چنگ
بر سر اینست ما را با تو جنگ

صحبت تنگ تو با بیگانگان
آشنایان را همی آرد به تنگ

محنت هجر تو پاید سالها
دولت وصل تو باشد بی درنگ

مهر خطت را هنر داند دلم
گرچه باشد عیب بر آیینه زنگ

چهره ام شد کهربا اشکم عقیق
بیش ازینم نیست از لعل تو رنگ

کی رسد در عشق عقل تیزپای
چون رود با مرکب جم مور لنگ

نیکنامی کم طلب جامی که هست
عشقبازان را ز نام نیک ننگ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}