شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

ما به راه طلب وصل تو نعل افکندیم
وز لب لعل تو دندان طمع برکندیم

دور پرگار فلک رسم جدایی انگیخت
تا درین دایره کی باز به هم پیوندیم

کس گرفتار مبادا به ملاقات رقیب
نپسندیم به کس آنچه به خود نپسندیم

با تو بودیم چو تن همنفس جان یکچند
زنده اکنون به مددگاری آن یکچندیم

استینها ز دو ساعد بودت صره سیم
دست بگشای که بس مفلس و حاجتمندیم

نیست بهر غرضی بودن ما در کویت
با سگان تو به زنجیر ارادت بندیم

دی گذشتی به من و سایه سرو تو فتاد
ما چو جامی ز وصالت به همین خرسندیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}