شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم
دلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم

ز عمر رفته مرا نیست حسرتی چندان
جز آنکه عمر نه در عشق رفت یکچندم

به طعن نام سگی می نهد رقیبم داغ
خوشم به داغ سگی چون تویی خداوندم

تو تیغ در کف و من زیر تیغ تو از ذوق
چو زخم عرقه به خون لب گشاده می خندم

مرا همیشه دعا از بلا سپر می بود
چو تیر غمزه ات آمد سپر بیفکندم

چو دم ز شعر زنم عیب من مکن جامی
که شعر خوش هنر و من به آن هنرمندم

ز طعن زاده طبعم زبان نطق ببند
که طعن او به مثل هست طعن فرزندم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}