شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

ای ترک نازنین بشکن گوشه کلاه
آشوب جان شاه شو و فتنه سپاه

دریوزه جمال کنان از تو روز و شب
گردند گرد خانه تو آفتاب و ماه

تیغت کشیده صد الف و زخم تیر تو
هرجا چو دو رهی به درون کرده است راه

لوحیست گوییا تن من کز غمت بر او
سر تا به پانوشته شده ست آه آه آه

خواهم ز ضعف تن شوم از دیده ها نهان
از بس که کاهشم دهد این عشق کوه کاه

تا در ره سپاه تو پنهان بایستم
ایمن ز چاوشان به جمالت کنم نگاه

تا شد به دور لعل تو معمور میکده
جامی نه میل مدرسه دارد نه خانقاه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}