شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

تو پریرویی و عالم ز تو پر دیوانه
نیست خالی ز تمنای تو یک فرزانه

نیست همتای تو کس قیمت خود را بشناس
که تویی درج فلک را گهر یکدانه

شانه را چند دهد زلف تو مشاطه به دست
شانه از دست برون بادش و دست از شانه

خانه دولت جاوید بود منزل تو
نه به فرق سر ما پای ز دولتخانه

بخت پروانه یک پرتوم از شمع رخت
داد، کو آن که رساند به تو این پروانه

خواست پیمانه که چون جام نهد لب به لبت
پر ازین روست سبو را دلی از پیمانه

میلت ای طفل به افسانه چو جامی دانست
ساخت در عشق تو خود را به جهان افسانه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}