شمارهٔ ۳۱۷

غزلیات

صبا چو با سر زلف تو کرد همرازی
زبان گشاد نسیم خوشش بغمازی

ببوی زلف تو مرغ دل از قفس بپرید
هوای کوی تو بگزید و گشت پروازی

دل از تو سیر نگردد بجور کز تو کشد
گرش بعنف برانی ورش بلطف بنوازی

دل از تو سیر نگردد بجور کز تو کشد
گرش بعنف برانی ورش بلطف بنوازی

دلم شکار تو گشت و هنوز در پی او
کمان و تیر ز ابرو و غمزه میسازی

بدینصفت که دل از دست عاشقان بردی
ترا رسد که کنی بر بتان سرافرازی

ز سر برون نکنم شور لعل شیرینت
گرم بر آتش سوزان چو شمع بگدازی

ز خط حکم تو تا حشر بر ندارم سر
گرم چو خامه بآب سیه در اندازی

چه با ک ابن یمین را از آنکه سر برود
چو نیست در سرش الا هوای سربازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}